درباره من - تاریخ: 1401/10/14 ساعت: 12:25
سلام خدمت همه کاربران همه کسانی که در حال خواندن داستان من هستند. من الان در ایستگاه اتوبوس هستم و همین الان دارم اولین جملات وبلاگی که به تازگی دارم میسازمش رو مینویسم. امیدوارم مطالب داخل وبلاگ که برای شما مینویسم براتون جالب و سرگرم کننده و مفید باشه. Adblock test (Why?)
روز1 - تاریخ: 1401/10/14 ساعت: 12:25
روز اول وبلاگم رو با چند بیت شعر از خودم شروع میکنم، من بچه که بودم شعر میگفتم، اما وقتی سواد خوندن و نوشتن یادگرفتم از ادبیات و شعر و شاعری خوشم نمی اومد از انشا بدم میومدم اما دو سه سال آخر دبیرستان هر چه که میگذشت کم کم از ادبیات خوشم میومد، بعد از اتمام دوران تحصیلی دبیرستانم در اثر بالا و پایین...
روز دوم - تاریخ: 1401/10/14 ساعت: 12:25
به نام خدادخترکی به دنیا آمد، آخرین فرزند خانواده بود، فرزندچهارم، امید بود که این فرزند پسر شود اما نشد.دخترک به خردسالی رسید، بچه 5یا6ساله در خیابان دستانش در دست مادرش بود و از کنار مغازه های کربلا عبور می کردند. پاییز بود. دخترک همراه خانواده به سفر زیارتی رفته بودند. درمیان عروسک ها و اسباب باز...